به خیمه ها خبر کنید که حسین کشته شده

به خیمه ها خبر کنید که حسین کشته شده
خاک عزا به سر کنید که حسین کشته شده

 
تشنه کام کربلا خامس آل عبا
شد سرش از تن جدا  غرق خون دارد نگاه
در میان خیمه گاه سر به روی نیزه ها
زینب زار و  حزین می کند٬وا شهدا بر سر ویرانه ها
آمده از کربلا  با صد شور و صد نوا
این پیام آشنا  امت زهرا  بیا
که عالم مانده به جا   در میان شهدا                    
کربلا دارد خروش ناله می آید به گوش
ای مسلمانان به هوش خون به رگ آمد به جوش   
می ز جام حق بنوش   او کفن به تن بپوش
زوالجناح حق بنوش    غرق در خون٬غمگین
آمد از میدان کین   حالتی دارد حزین
از غم سالار  دین   آن امام بر معین
با دو صد افسوس و آه   دم به دم به رزمگاه
کودکانی بر پناه   ای فلک رویت سیاه
سینه ی داغ اصغرم   غرق در خون اکبرم
لاله ی مطهرم  قاسم گل پیکرم
 از غمت در آذرم      بر تو چون شیر برم

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من

ای توسن فرخ‌ لقا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من

بردی به مُلک لامکان ، سوی معراجش

بنهـاده بـر سـر کبریا ، از شرف تاجش

یا بر خدنگ کوفیـان ، کـردی آماجش

احـوال او بـرگو به ما ، کو حسین(ع) من؟

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من، نور عین من

ای پیک فـرخ پـی بگـو ، کو سلیمانم

کاندر ره او مانده است ، چشم گریانم

بنهاده بی کس از چـه رو ، در بیابانم

ای هدهد شهر صبا ، کو حسین(ع) من؟

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من


رفت از پی آب حیات ، خضر راه من

میـر سکنـدر پاسبـان ، پـادشاه من

رفت از عطش بر آسمان ، دود آه من

در این زمین پر بلا ، کو حسین(ع) من؟

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین من(ع) ، نور عین من

جان داد و در راه وفا ، کو خلیل‌الله؟

قربانـی راه خدا ، کــو ذبیــح الله؟

ثاراللهم را برده‌ای ، سوی قربـانگاه

از چه نیامد از منا ، کو حسین(ع) من؟

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من

گردید زینت واژگون ، از چه ای توسن؟

یالت چرا شد غرقه خون؟ بازگو بر من

شد راکبت را در کجا ، از فرس مسکن

بـی مونس و بی آشنا، کو حسین من؟

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من


بردی حسینم را کنون ، در صف هیجا

ای اسـب بـی‌صاحب چرا ، آمدی تنها

دارد سکینـه در حـرم ، شـور و واویلا

گویـد رقیـه وا ابـا ، کـو حسیـن(ع) من؟

ای ذوالجناح با وفا، کو حسین(ع) من ، نور عین من

گو شمر ببریده سرش ، می نکن پنهان

لکـن حسینم تشنـه رفت ، جانب میدان

تر شد گلوی خشک او؟ ، داد و وانگه جان؟

یا تشنه شد رأسش جدا؟ ، کو حسین(ع) من؟

ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من

_____

سبک نوحه را از اینجا دریافت کنید 

http://www.madayeh.com/Files/175281/Attachment/179966/210.mp3

ای علی اکبر ای جوان مرگم

ای علی اکبر ای جوان مرگم
ای گل احمر ای جوان مرگم
صبر تابم را همرهت بردی
خاطر زارم رفتی افسردی
مادر خود را بر که بسپردی
ای مه انور ای جوان مرگم
بود ز دیدارت قلب من خرسند
از غمت گیرم روز و شب تا چند
شعله داغت در جهان افکند
برجگر اخگر ای جوان مر گم
جان به قربان خلق نیکویت
قبله دل بود طاق ابرویت
در کجا بینم قد دلجویت
گیرمت در بر ای جوان مرگم
چون تو ناکامی کس نداری یار
دهر دون نگذاشت از ره یاری
با شعف سازم من تو را داماد
شبه پیغمبر ای جوان مرگم
حجله عیشت اب نوشی شد
حسرتت بر دل از عروسی شد
سرنوشت تو دست بوسی شد
تا صف محشر ای جوان مرگم

بیایید از حرم بیرون ز میدان اصغرم امد
زمیدان این زمان نور دو چشمان ترم امد
بیا ای مادر اصغر زخیمه یکدمی بیرون
بگیر از دست من ایندم تو این قنداقه پر خون
زمیدان این زمان نور دو چشمم در حرم امد
بیایید از حرم بیرون ز میدان اصغرم امد
ز تیر حرمله گشته گلوی نازکش پاره
شده شیرازه صبرم بیکباره همه پاره

ای کودک ناخورده شیر علی جان

ای کودک ناخورده شیر علی جان
شد حنجرت نشان تیرو پیکان
همراه بابا امدی به میدان
ای قمری افسرده جان علی جان
جان پسر بر مادرت چه گویم
ر عمه غم پرورت چه گویم
یا بر سکینه خواهرت چه گویم
بر عمه غم پرورت چه گویم
یا رب گذشتم از همه جوانان
تا زنده ماند حکم شرع قران
گر تیر بارد بر سرم چو باران
مردانه کوشم بهر حفظ قر ان
سلطان دین افسرده حال و محزون
اندر بغل ان طفل غرقه در خون
جز اب کی بودی تو را تمنا
از این گروه زشت شوم و گمراه
با جان برابر امد اب دریا
کاین سان گلویت خورده تیر علی جان

اصغر به گهواره لبیک یاری گفت

اصغر به گهواره لبیک یاری گفت
لبیک جانبازی با اه و زاری گفت
چون بانگ هل من ناصر را شنید اصغر
از سوی میدان در حرم ان کودک مضطر
امد به جنبش شیرو خواره مظر داور
اندر جواب باب خود لبیک یاری گفت
گفتا که ای بابا ز میدان در حرم برگرد
از قتلگه یک لحظه ای تاج سرم برگرد
در این زمین پر بلا من یاورم برگرد
او پاسخ بابای خود با اشک و زاری داد
بی کس نگشتی ای پدر باز اند ر این صحرا
بر کربلا ی پر بلا من یاورم بابا
برگرد و اندر خیمه گه لطفی بمن بنما
این نکته را ان غنچه گل با بیقراری گفت
من خود ندانم رو کنم در سوی قربانگاه
برگرد و گیرم در بغل ای یکه شاهنشاه
با خود بابا مرا بر تو کنون این راه
در گوشه گهواره با امید واری گفت

دانلود مداحی سعید یدالهی / ماه ماتم و غم آمد دوباره محرم آمد /

/ امشب ای اهل عزا در کربلا غوغا بود

ماه ماتم و غم آمد ماه ماتم و غم آمد

دوباره محرم آمد دوباره محرم آمد

کربلا ماتم سرا شد

فاطمه صاحب عزا شد

کربلا ماتم سرا شد

فاطمه صاحب عزا شد

ماه خونین محرم

ماه کربلای پر غم

ماه خونین محرم

ماه کربلای پر غم

قتل قتل شاه دین است

همه دلها غمین است

غمگین دل پیغمبر شد

گلهای زهرا پرپر شد

سبک : سنگین

مدت زمان نوحه: ۰۰:۰۶:۵۷

دانلود بالینک مستقیم : ۰۶:۲۷ مگابایت