کرامت حضرت عباس

عباس یعنی تا شهادت یکه تازی
عباس یعنی با شهیدان همنوازی
عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق
صد چاک رفتن تا حریم کبریایی
بی دست با شاه شهیدان دست دادن
بی چشم دیدن چهره ی رویایی یار
بی لب نهادن لب به جام باده ی عشق
این است مفهوم بلند نام عباس
عباس یعنی یک نیستان تکنوازی
عباس یعنی عشق یعنی پاکبازی
عباس یعنی یک نیستان تک نوازی
یعنی مسیر سبز پر پیچ وغم عشق
صد پاره گشتن در طریق آشنایی
بی سر به راه عشق وایمان سر نهادن
جاری شدن دردیدن دریایی یار
بی کام نوشیدن تمام باده ی عشق
درساحل بی ساحلی آرام عباس
هفتاد و دو آهنگ حق را همنوازی

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم
وقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنم
وقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مرا
خونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

جاده و اسب مهیا ست بیا تا برویم

جاده و اسب مهیا ست بیا تا برویم 

کربلا منتظر ماست بیا تا برویم

ایستاده است به تفسیر قیامت زینب

آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

خاک در خون خدا می‌شفکد می‌بالد 

آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

تیغ در معرکه می‌افتد و برمی خیزد 

رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

از سراشیبی تردید اگر برگردیم 

عرش زیر قدم ماست بیا تا برویم

زره از موج بپوشیم ردا از طوفان

راه ما از دل دریاست بیا تا برویم

کاش ای کاش که دنیای عطش می‌فهمید

آب مهریه زهراست بیا تا برویم

چیزی از راه نماندست چرا برگردیم 

آخر راه همین جاست بیا تا برویم

فرصتی باشد اگر باز دراین آمد و رفت

تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم

(ابوالقاسم حسینجانی)

سوگنامه محرم

سوگنامه محرم

شیعیان! دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

بس که محمل ها رود ، منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم ، چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم ، دستور بود و سرّ غیب

ورنه ، این بی حرمتی ها ، کی روا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند ؟ مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آبِ خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمن اش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین ، با چه قوم ِ بی حیا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد ، دیدم هنوز

با دم خنجر ، نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید : گوش کردم تا چه خواهد از خدای

جای نفرین هم به لب ، دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه ، عزایی بی ریا دارد حسین


عید قربان من است، روز ایثار من است

عید قربان من است، روز ایثار من است (2)

شاه گفتا کربلا امروز میدان من است
کربلا رنگین از خون جوانان من است
مادرم زهرا در این گودال مهمان من است
خواهرم زینب پرستار یتیمان من است
زینب نالان پریشان و عزادآر من است
کشته ی بی دست عباس علمدار من است
مادرم زهرا یقین امروز غمخوار من است
آسمان و ارض و انس و جان هوادار من است

عید قربان من است، روز ایثار من است (2)

ذوالجناح باوفا هر دم پریشان من است
طفل شیرین اصغرم امروز گریان من است
زاده ی ام البنین ساقیّ طفلان من است
با لب عطشان قربانی جانان من است
اکبرم صد پاره در جمع شهیدان من است
سرو رعنای حسن پرپر به بستان من است
حضرت سجاد همراه اسیران من است
دخترم در گوشه ی محمل نواخوان من است